جمعه, ۸ آبان , ۱۴۰۵
اخبار ویژه
پژوهشگاه زابل به جای حمله به منتقدان، درون مجموعه تور رسانه‌ای برگزار کند07 آبان 1405
پرسش‌هایی که با اتهام لجن‌پراکن خاموش نمی‌شوند

پژوهشگاه زابل به جای حمله به منتقدان، درون مجموعه تور رسانه‌ای برگزار کند

در سنت دیرپای مدیریت، منتقد را دو سرنوشت بیش نیست: یا به او گوش می‌سپارند و پاسخ می‌گویند، یا او را دشمن می‌خوانند و صدایش را در هیاهوی توطئه غرق می‌کنند. بیانیهٔ اخیر ریاست پژوهشگاه زابل، پس از یک سکوت طولانی، با همهٔ آرایه‌های ادبی‌اش راه دوم را برگزید. متنی که با نام خدای خلوص و خدمت آغاز می‌شود و با سوگند و پیمان پایان می‌یابد، در میانه‌اش پرسشگران را پیاده‌نظام بی‌نام‌ونشان و بازیگران کثیف می‌نامد. این الگو آشناست: نخست خود را بر کرسی قداست خدمت می‌نشانند، آن‌گاه هر پرسنده را در صف غارتگران دیروز و زیان‌دیدگان امروز جای می‌دهند. بیانیه‌ای که پاسخ به پرسش را رها کند و به نام‌گذاری پرسشگر بپردازد، بیش از آنکه با افکار عمومی سخن گفته باشد، مرهمی بوده است بر نگرانی اطرافیان.

آنگاه که آبِ بحران، سهمِ باغِ هلدینگ می‌شود07 آبان 1405
پسته در سرزمین تشنه

آنگاه که آبِ بحران، سهمِ باغِ هلدینگ می‌شود

بر پایه‌ی گزارش‌های غیررسمی، گفت‌وگوهایی برای انعقاد تفاهم‌نامه‌ای میان شرکت ماهان و پژوهشگاه زابل در جریان است. بر اساس آن، شصت هکتار از زمین‌های پژوهشگاه برای کشت پسته و گردو در اختیار این هلدینگ قرار می‌گیرد. نگارنده در صحت و سقم این اخبار حکمی نمی‌کند و انتظار دارد مسئولان با شفافیت کامل آن را تأیید یا تکذیب کنند. اما اگر چنین گفت‌وگویی در میان باشد، پرسش‌هایی پیش می‌آید که سکوت در برابرشان روا نیست.

پاسخ‌گویی یا فرافکنی؟07 آبان 1405
یادداشت عباس نورزائی در خصوصِ واکنش رئیس پژوهشگاه زابل به انتقادات رسانه‌ای

پاسخ‌گویی یا فرافکنی؟

پاسخ اخیر رئیس پژوهشگاه زابل به انتقادهای مطرح‌شده در رسانه‌ها، بیش از آنکه روشنگر باشد، آکنده از ادبیات تقابلی، اتهام‌زنی و ارجاع به عملکرد مدیران گذشته است؛ رویکردی که با شأن یک مرکز علمی و انتظارات افکار عمومی از مدیران نهادهای پژوهشی هم‌خوانی ندارد. تعبیرهایی نظیر «هار شده‌اند»، «پیاده‌نظام بی‌نام‌ونشان» و «بازی‌های کثیف»، نه پاسخی به پرسش‌های مطرح‌شده است و نه دلیلی بر نادرستی انتقادها. مدیر یک مرکز علمی، بیش از دیگران باید به منطق گفت‌وگو، استدلال و پاسخگویی پایبند باشد. اگر انتقادی بی‌اساس است، می‌توان آن را با سند و دلیل رد کرد؛ نه با تحقیر منتقدان.

تراکتورهایی که در پژوهشگاه زابل، به آهن بدل شدند | پرسش‌هایی بر سر راهِ پاسخ‌های غایب06 آبان 1405

تراکتورهایی که در پژوهشگاه زابل، به آهن بدل شدند | پرسش‌هایی بر سر راهِ پاسخ‌های غایب

در نهادهای عمومی، هر دارایی پیش از آنکه شیء باشد، امانت است. تراکتور، پمب و صندلی اداری همه از سرمایه‌ای برآمده‌اند که به نامِ مردم و برای خدمت به مردم گرد آمده است. از این‌رو سرنوشتِ هر قطعه از این دارایی‌ها، از خرید تا اسقاط، باید در روشنایی تصمیم‌گیریِ قانونی و مستندِ نهادی رخ دهد، نه در سایه‌ی سکوت. خبرِ غیر رسمی فروشِ پنج دستگاه تراکتور از سوی پژوهشگاه زابل در شهریورِ امسال و در قالبِ ضایعاتِ آهن در کنار دیگر آهن‌آلات، یکی از همان لحظه‌هاست که امانت را به محکِ آزمون می‌کشد.

نشست کمیساران، مدعیان همیشگی رهاسازی آب و فراموشی فصل کشت06 آبان 1405

نشست کمیساران، مدعیان همیشگی رهاسازی آب و فراموشی فصل کشت

آبان در سیستان همیشه ماهِ بذر بوده است، ماهی که خاک، پس از تابستانِ سوزان، سر بر شانه‌ی دهقان می‌گذاشت و دهقان، گندم و جو و شلغم و علوفه را به آغوش زمین می‌سپرد. امروز اما این تقویمِ کهن در حافظه‌ی سرزمینی که روزگاری انبار غله‌ی شرق نامیده می‌شد رو به فراموشی است. کشاورز سیستانی پس از سال‌ها خشکی و بی‌آبی، چنان از کشت و کار دور مانده که گویی فصلِ بذرافشانی را نیز از یاد برده است. اما فراموشیِ دهقان از سرِ ناچاری است و فراموشیِ مسئولان از سرِ غفلت و میان این دو فراموشی فاصله‌ای است به درازای یک تراژدی.

نشست کمیساران، مدعیان همیشگی رهاسازی آب و فراموشی فصل کشت 06 آبان 1405

نشست کمیساران، مدعیان همیشگی رهاسازی آب و فراموشی فصل کشت

آبان در سیستان همیشه ماهِ بذر بوده است، ماهی که خاک، پس از تابستانِ سوزان، سر بر شانه‌ی دهقان می‌گذاشت و دهقان، گندم و جو و شلغم و علوفه را به آغوش زمین می‌سپرد. امروز اما این تقویمِ کهن در حافظه‌ی سرزمینی که روزگاری انبار غله‌ی شرق نامیده می‌شد رو به فراموشی است. کشاورز سیستانی پس از سال‌ها خشکی و بی‌آبی، چنان از کشت و کار دور مانده که گویی فصلِ بذرافشانی را نیز از یاد برده است. اما فراموشیِ دهقان از سرِ ناچاری است و فراموشیِ مسئولان از سرِ غفلت و میان این دو فراموشی فاصله‌ای است به درازای یک تراژدی.